از عشق تا عشق

از عشق زمینی تا عشق الهی

رنگ عشق

در و دیوار دنیا رنگی است. رنگ عشق...

خدا جهان را رنگ کرده است. رنگ عشق...

و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد.

از هر طرف که بگذری، لباست به گوشه ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد.

اما کاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی پروا بگذر، که خدا کسی را دوست تر دارد که لباسش رنگی تر است...

عرفان نظرآهاری

نوشته شده در یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 23:30 توسط الهام| |

نام دوست

بسم اللّه نام آن پادشاهی است که میلان دل های عشاق به درگاه اوست و هیجان جان های مشتاق به بارگاه او. قلم حکمت او صورت آدم و هیأت عالم را نگاشته، و کرم نعمت او همه را در مهمان خانه انس داشته.

هرگز باشد که آینه دلت از زنگ غیر پاک شود، پرتو انوار تَجلّی در وی نمودن گیرد.

;چون صبح ولای حق دمیدن گیرد;جان از همه آفاق رمیدن گیرد
;جایی برسد مرد که در هر نفسی;بی زحمت دیده دوست دیدن گیرد

* * *

آنها که سال ها به در حجره محبت «یُحِبُّهم و یُحِبُّونَه» معتکف بوده اند و هر چه رقم «ما سوی اللّه دارد از حرم سینه بیرون کرده اند، نه بر آسمانی التفاتی بوده و نه بر زمین، نه امید بهشت دامن وقت ایشان را تاب داده و نه خوف آتشِ دوزخْ گریبان حال ایشان گرفته، نقود کاینات از صفحه ضمیر ایشان به کلی محو شده، مگر هستی او و طلب او تو را که بر هر گوشه ای از ریشه دستار خود عشقی است، بر هر ترکی از کلاه جاه خود میلی است، بر هر تکمه ای از قبای بقای خود تکیه ای است، دعوی محبت از تو چگونه درست آید؟ درین راه منزل اولْ دل دادن است و منزل دوم شکرانه را جان بر سر نهادن.

;آمد شب عشق و تو نباشی دانم;رو رو که من امشب نه همانا مانم
;در وصل تو بستر بود جانا جانم;چون تو رفتی ز دست شد درمانم
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 15:55 توسط الهام| |

دستورالعملهای سلوکی و عرفانی از علامه جعفری ره


شرايط و موانع سير و سلوك



سير و سلوك داراي چند مانع است :


1 . سالك در هيچ لحظه اي از لحظات حركت خود نبايداحساس وصول يا امتياز برتري كند ، اگر چنين آفتي گريبان سالك را بگيرد ، نه تنها از حركت به مراحل بعدز باز خواهد ماند ، بلكه نفس كمال جوي او به قهقرا خواهد رفت .



2 . اشتغالات و علايق دنيوي مانند ثروت اندوزي ، مقام جويي ، شهرت طلبي و محبوبيت خواهي ميان مردم ، از امور تباه كننده سير و سلوك اند ، البته اگر ثروت و مقام وسيله اي جهت تنظيم حيات خود و ديگران باشد ، نه تنها مانع ره كمال نمهواهد بود ، بلكه به خاطر مشقتهايي كه سالك در اين مسير تحمل مي كند ، عبادت تلقي خواهد شد .



3 . اشباع حس خودخواهي - به هر شكل و با هر وسيله - مانع نيرومندي براي سير و سلوك است . ادعاي تزكيه نيز سد راه كمال است . بر خي ادعاي تزكيه را به عنوان بيان واقعيت ، ناشي از خودخواهي نمي دانند ، اما عرفاي بزرگ اين مطلب را نمي پذيرند ، زيرا همه عظمتها و امتيازات سالك ، از الطاف الهي است و استناد آنها به خود نوعي شرك محسوب مي شود .



4 . شكوفاييها و روشناييهاي خيره كننده كه در حالات عرفاني براي سالك حاصل مي شود ، از ديگر موانع سير و سلوك است . برخي از اهل سلوك با بروز اين حالات لذتبار خود را گم مي كنند و اين حالات را آخرين منزلگاه كمال تلقي مي كنند ، در حالي كه اين حالات فقط براي تشويق و تحريك سالك جهت ادامه راه است .



5 . به فعليت رسيدن قدرتهاي شگفت انگيز ، نظير اطلاع از دلها ، امور مخفي ، اخبار گذشته و اينده ، تصرف در امور مادي و نفوس ، گاه سالك را از كمال باز مي دارد . سالك بايد بداند كههدف وي وصول به حق است ، نه تحقق كرامات ، وصول به لقاي الهي برتر و با عظمتر از كشف و كرامات است .



6 . حالت آرامش و ازادي مطلق و اشراف بر عالم هستي از عظمتهاي شگفت انگيز روح است ، كه اگر سالك آ نرا از خود بداند ، ممكن است از عظمت روح خود غفلت كرده ، ادعاي انا الحق كند .


7 . احساس شكوفايي و ابتهاج روح نشانه ورود به جاذبه الهي و تجلي صفات حق تعالي بر دل سالك است . سالك بايد مراقب باشد كه اين احساس سد راه كمال او نشود .

منبع : سایت معاونت تهذیب حوزه



 


7 . احساس شكوفايي و ابتهاج روح نشانه ورود به جاذبه الهي و تجلي صفات حق تعالي بر دل سالك است . سالك بايد مراقب باشد كه اين احساس سد راه كمال او نشود .

منبع : سایت معاونت تهذیب حوزه

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 22:20 توسط الهام| |

رابطه اسلام با عرفان چیست؟

عرفان

عرفان یک مسیری است که به اندازه عمر بشر، قدمت دارد و انسان ها مواضع مختلفی در مقابل آن گرفته اند. اگر عرفان را به یک رود تشبیه کنیم، مواضع انسان ها نسبت به آن این گونه خواهد بود:
«یا از این رود مى ‏گذرند و عبور مى‏ كنند یا در كنار آن خرگاه مى ‏زنند و مى ‏مانند و یا ناشیانه به آب مى‏ زنند و غرق مى ‏شوند و یا همچون كف بر سطح آن مى ‏لغزند و با آن مى‏ روند.»[1]
دائمی بودن سخن عرفانی، به دلیل نوع ساخت انسان است.
« انسان دنیاى بزرگ‏ترى را با خود دارد. در او هستى بزرگ‏تر پیچیده شده.... آنجا كه وسعت روح خویش را مى ‏شناسد و در آن لحظه كه با خویش آشنا مى ‏شود و گمشده ‏ى خویش را مى‏ یابد،... عطش بزرگ و این نیاز عظیم هم، انسان را به خویش مى ‏خواند تا مگر در درون خود، چشمه‏ هایى را بكاود، تا مگر در خویش و با خویش سیراب شود.»[2]

البته همه از طریق شناخت این وسعت درونی جذب عرفان نمی شوند، بلکه 1- دردهای درونی بشر 2- بحران های زندگی بشر (نظیر جنگ ها) 3- خستگی و دلزدگی از رفاه و تجمل نیز انسان را به درون خویش می خوانند و زمینه ساز ورود در ساحت عرفان می شوند.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 12:23 توسط الهام| |

حالات عارفان حقیقی:

عارف :همچون زنبورعسل نوشش برای دوستان ونیشش برای دشمنا ن  .

عارف :غرق دریای اطاعت ،وجودی است متحد باعبادت ، حقیقتی است متصف به

کرامت ، وبرای خلق خدادریائی است پرازکرامت .

عارف :انسانی است والا ،و درآدمیت وانسانیت درافقی است بالا ، ودرمیان مردم

گوهری است اعلا ، وبرای جامعۀ انسانی چراغی است راه گشا .

عارف :گلی است بی  خار،برای دین، یاوری  بامنفعت ، درسخن گفتن بامردم

موجودی است هوشیار ، درمیان غفلت زدگان انسانی است بیدار ، درراه حق موجودی

است پُرکار ، وازتمام حرکاتش صفات خداوندی نمودار.

عارف :فرمان حق رابرده ،دراین پیشگاه دل سپرده ، وجان به عشق محبوب زنده

نموده وجزحق نگفته وجزحق ندیده


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 10:58 توسط الهام| |

صدای بال و پر جبرئیل می آید

شب است و ماه به آغوش ایل می آید

لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد

که ساقی از طرف سلسبیل می آید

لباس خاطره را از حریر عشق بدوز

حلیمه! نزد تو فردی اصیل می آید

نگاه آمنه از این به بعد می خندد

چرا که معجزه ای بی بدیل می آید

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 22:42 توسط الهام| |

خواجهٔ دنیا و دین گنج وفا

صدر و بدر هر دو عالم مصطفی

آفتاب شرع و دریای یقین

نور عالم رحمة للعالمین

جان پاکان خاک جان پاک او

جان رها کن آفرینش خاک او

خواجهٔ کونین و سلطان همه

آفتاب جان و ایمان همه

شعر از عطار

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 11:31 توسط الهام| |


نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1392ساعت 7:55 توسط الهام| |


نایت اسکین

با سلام بعد از مدتها دوباره تصمیم گرفتم به وبلاگم برگردم

مدتها درگیر روزمرگی بودم و از دنیای مجازی دور شدم ورودم را با غزلی از حافظ شروع میکنم و امیدوارم در پناه لطف خداوند بتونم ادامه بدم


مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی
وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید
مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی
شد حلقه قامت من تا بعد از این رقیبت
زین در دگر نراند ما را به هیچ بابی
در انتظار رویت ما و امیدواری
در عشوه وصالت ما و خیال و خوابی
مخمور آن دو چشمم آیا کجاست جامی
بیمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی
حافظ چه می‌نهی دل تو در خیال خوبان
کی تشنه سیر گردد از لمعه سرابی
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 18:46 توسط الهام| |

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

رمضان شهر عشق و عرفان است * * * رمضان بحر فيض و احسان است

رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن * * * گــــاه تــــجديد عهد و پيمان است

رمــضــان امــتــــداد جــــاده نــــور * * * در گذرگاه هــر مــــسلمــان است

رمــضــان چــلچــراغ نـــور افـشان * * * در شبــستان قلــب انـسان است

نایت اسکین

نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1391ساعت 13:9 توسط الهام| |

Design By : Night Melody